![]() |
![]() |
|
| عاشقی ممنوع! |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 2:41 توسط حسنا! |
|
|
چرا به من می گویند ،دوستش نداشته باشم
مگر دوست داشتن جرم است ؟
من نمی فهمم که چرا دوست داشتنش مرا به گناه خواهد
کشاند من گناه نمیکنم من گناه را دوست ندارم
ولی او را چرا...
من او را فرا موش نمیکنم ولی گناهش راچرا ...
من دوستش دارم و اور ا فراموش نمیکنم
ولی گاهی گریز باید کرد و گاهی نمی شود گریخت
وآن لحظه که نمیتوانی از آن بگریزی
همان لحظه ای است که من از آن می ترسم ولی آن را تجربه کردم
تجربه ای که خدایم ببخشاید و عشق واسطه
شود تا بخشیده شوم
*** آمین***
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:10 توسط حسنا! |
|
|
اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم ... من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم و تو هم از غصه دور خودت پيله بستي... حالا دومين باره که عاشقت شدم اما من هنوز يه کرم سيب هستم و تو يه پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و سيب هايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده ... از هر چي سيبه منتنفرم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 22:33 توسط حسنا! |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 0:52 توسط حسنا! |
|
|
نميدونم چرا اسم هوس رو خيلي ها گذاشتند عشق؟؟؟ وچرا اينقدر ارزش اين واژه مقدس كم شده است.نميدونم چرا برخي افرد كه قصد هوسبازي دارند زود اين واژه رو پيش مي كشند از همه بدتر اونهايي كه دين رو ملعبه اينكار قرار ميدهند. اگه يه ادم لامذهب از اين خدعه استفاده كنه غمي نيست.اما وقتي مي شنوم اونهايي كه اسم دين يا يكي از نمادهاي ديني رو يدك مي كشند اينكارو مي كنند غصه ام ميگيره تا كجا مي خواين برين.به چي ميخواين برسين. شب عاشورا مياد دنبال هوسراني.تو حرم امام رضا هم همينطور نه.يكي از دوستان ميگفت يكي رو ديده تو شلمچه چشم چروني ميكرده؟ اا بخدا جوونها گناه دارن خصوصا روي صحبتم با پسراست چرا با احساسات پاك يك دختر اينجور بازي ميكني.چرا بيچارش ميكني. نكن.خدارو خوش نمياد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 1:9 توسط |
|
|
یکی بود يکي نبود يه دروغ کهنه بود يکي موند و يکي نموند حرف راست قصه بود يکي موند با غصه ها، به غم عشق مبتلا يكي رفت چه بي وفا، با دورنگي آشنا اونكه موند ريشه پوسوند دلشو غصه سوزوند نالش از ديوه نبود،پشتشو دوري شکوند زير آوار جفا دل دادش به هر بلا با همه عشق و وفا راهي شد تو قصه ها اونكه موند يه قصه ساخت اما هي هستي شو باخت قصه ها به سر رسيد،اون به عشقش نرسيد هيچکي خوابشو نديد ، گل يادشو نچيد گم شدش تو قصه ها، توي شهر عاشقا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:45 توسط حسنا! |
|
![]() وقتي ميديدمش دلم شاد ميشد.خنده هاش.شوخي هاش.
قهر هاش.وقتي صدام ميكرد ميمردم.چند ماه بود عقد كرده بودييم قرار بود چند روز دیگه ازدواج کنیم.اما.... یه سفر رفت. بهم خبر دادن بیا برای آخرین بار ببینش. ومن بودم وجسد اروم ریحانه..... اما هنوز دوسش دارم.هنوز بهترینه وهنوز سالهاست مونس تنهایی واشعارمه هرچند جسمش رفت.اما روحش هنوز پیشمه --------------------------------------------------------------------------- اما...اینو گفتم تا قدر همو بدونید.یه وقت چشمتون باز میشه.میبینید از دستش دادین. هر چند من قدرشو میدونستم ودلم به حال اونهایی می سوزه که فکر می کنن عاشقند اما ....زود می شکنند بماند...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:9 توسط حسنا! |
|
|
شراب خواستم...
گفت : " ممنوع است "
آغوش خواستم...
گفت : " ممنوع است"
بوسه خواستم...
گفت : " ممنوع است "
نگاه خواستم...
گفت: " ممنوع است "
نفس خواستم...
گفت : " ممنوع است "...
حالا از پس آن همه سال ديکتاتوري
عاشقانه ، با يک بطري پر از گلاب ،
آمده بر سر خاکم و به آغوش مي کشد با
هر چه بوسه ، سنگ سرد مزارم را و
چه ناسزاوارعکسي را که بر مزارم به يادگار
مانده ،نگاه مي کند ودر حسرت نفس هاي
از دست رفته ،به آرامي اشک مي ريزد ....
تمام تمناي من اماسر برآوردن از اين گور
است تا بگويم هنوز بيدارم...
سر از اين عشق بر نمي دارم...
خواهد آمد شب شراب و هوس
داغي بوسه ها و حرم نفس
يک نگاه پر از اميد و هنوز
شب آغوش ما و کنج قفس
...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:3 توسط حسنا! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
|
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پيوندها |
|
فرياد سوخته عشق ناتمام آه سینه سوزان ایثار گران یادداشت های مجید محبوبی فانوس راه |
|
RSS
|