![]() |
![]() |
|
| عاشقی ممنوع! |
|
آرزومه كه: - چشم هيچ انساني از غم با اشك آشنا نشه، اگر اشكي باشه اشك شوق باشه. - دنيا ديگه جنگي را تجربه نكنه. - فقر به افسانه تبديل بشه. آدم يه افسانه نباشه. - قابيلي وجود نداشته باشه. - نامردمي از چهره جامعه ما رخت بر بنده. - ظلم، نامي نامانوس بشه. - خون آدما براي هم بجوشه نه براي جنگ. - حاكمان حكيم باشند نه سياستمدار. - نيرنگ . تزوير فقط در داستانها باشه. - روابط انسانها بر پايه عشق پي ريزي بشه. - اجتماع عاري از اعتياد باشه. - لبخند جزء لاينفك زندگي باشه. - اگر دردي باشه فقط درد عشق باشه. - نفريني بر لب نباشه. - پليسي در كار نباشه. - نت عشق در موسيقي زندگي روي پنج خط حامل نگاشته بشه. زنداني پرنده بشه. پرنده بي قفس باشه.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 23:18 توسط حسنا! |
|
|
چه قدر سخته تو چشماي کسي که تمام عشقت رو ازت دزديد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 22:42 توسط حسنا! |
|
|
به اين مي گن عشق كه واسش جون بدي !
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 15:13 توسط حسنا! |
|
|
عشق طليعهء بيداري است بيدار شويم. بيدار شويم و ببينيم كه هستيم و چه هستيم ! بيدار شويم و همهء زندگي را به رقص در آوريم. زندگي فرصتي يكّه ومغتنم است. اين فرصت را فقط و فقط صرف حقيقت كنيم،نه دروغ. ما گاهي فراموش ميكنيم كه براي چه ازعدم تا به اقليم وجود اين همه راه آمده ايم. ما به ضيافت هستي دعوت نشد ه ايم تا جمع كنيم وبا خود ببريم. آمده ايم تا ببخشيم و خود را پيدا كنيم. آمده ايم تا عشق را،ايمان را،اميدرا،دوستي را ونان را با ديگران قسمت كنيم. آمده ايم تا خلاءيي را پر كنيم كه فقط و فقط با وجود ما پر ميشود وبس. آمده ايم تا با هستيِ آگاه خويش هستي ِهستي هاست را به ثبوت برسانيم. اگر عشق نباشد ما نيز نيستيم واگر نباشيم چگونه ميتوان گفت كه اساساًچيزي وجود دارد؟ آمده ايم تا با آمدنمان ،نمايش با شكوه زندگي چيزي كم داشت و آن تمامي نمايش بود آمده ايم تا بازيگر خوب صحنه زندگي باشيم . عشق مجال اين بازي خوب را فراهم مي آورد. فراموش نكنيم مرغ از آن روز زينت بخش سفره هاي ما نشد كه پر واز را فراموش كرد. مرغ دل در قفس روز مرگي ها مي ميرد دل پرنده است آزاد ي مي خواهد. دل را رها كنيد تا عشق بور زد . عشق پرنده اي است آزدورها. دوستان عصارهء پيام من عشق است. پيامي ساده و بي پيرايه دارم: عشق. در عشق ابهامي وجود ندارد ابهام در ماست. نه تشريفاتي در عشق و نه فرضياتي فلسفي. عشق رهيافتي ساده و مستقيم به زندگي است. آنچه مهم است كه بيست وچهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني همان طور كه در بيست و چهار ساعت روز هايت بي استثناءنفس ميكشي موقعي كه عاشقانه دعا ميكني از ته دل نفس ميكشي. در كنار دوستت عاشقانه نفس ميكشي. عشق تمام اين ويژگي را دارد. يعني بايد هستهء مركزي همهء كارهاي تو باشد. عشق ورزيدن مهارت نيست. بلكه امكاني بلقوه در همگان به بلنداي بلند عشق صعود كنند. در واقع تنها در چنان روزي است كه انسانيت حقيقي زاده ميشود . ما هنوز پيش از آن واقعهء عظيم زندگي ميكنيم آن واقعهء بزرگ هنوز رخ نداده.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 1:2 توسط حسنا! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
|
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پيوندها |
|
فرياد سوخته عشق ناتمام آه سینه سوزان ایثار گران یادداشت های مجید محبوبی فانوس راه |
|
RSS
|