![]() |
![]() |
|
| عاشقی ممنوع! |
|
بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است نغمه ام دلگیر و افسرده است نه سرودی؛ نه سروری نه هماوازی نه شوری
من از این آهنگ یکسان و مکرر عاصیم من سرودی تازه می خواهم
می جویم من به هر آیین و مسلک کو، کسی را از تلاشش باز دارد یاغیم دیگر من تو را در سینه امید دیرینسال خواهم کشت
افتخاری آسمان گیر و بلند آوازه می خواهم
بمانم در خاک خویشتن خاموش
روح خویش من تن همه گلهای وحشی را نوازش می کنم هر روز جویبارم من که تصویر هزاران پرده در پیشانیم پیداست
اینگونه در یک دخمه بی پرواز ماندن؟
گوش سنگین خدا از نغمه شیرین ما پر بود
چو بید از باد می لرزید
سرشار از تکان و تازگی باشد
بپذیرد
"
اشک افسرده خواهد گشت چهره بوی گند می گیرد
مرغکان شوق در آئینه تارش جوشند. من سر تسلیم بر درگاه هر دنیای نادیده فرو می آورم جز مرگ.
من سرودی را که عطری کهنه در گلبرگ الفاظش نهان باشد نمی خواهم من سرودی تازه خواهم خواند، کش گوش کسی نشنیده باشد.
من نمی خواهم اسیر سحر یک لبخند بودن
شراب ناز از یک چشم نوشیدن
قلب من با هر تپش یک آرمان تازه می خواهد سینه ام با هر نفس یک شوق، یا یک درد بی اندازه می خواهد
پرستیدن، نمی خواهم.
من به ناموس قرون بردگیها یاغیم
گو به دار آرزوهایم بیاویزند
عشق با روح شقایق زیباست عشق با حسرت عاشق زیباست عشق با نبض دقایق زیباست عشق در حسرت دیدار تو زیباست
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:56 توسط حسنا! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
اینو بدون که اگه کسی وارد زندگیت شد و گذاشتو رفت علاوه بر اینکه یه خاطره به جا می ذاره می تونه یه تجربه هم به جا بذاره پس سعی کن خاطره های خوب و تجربه های مفید رو به خاطر بسپاری.....دوست داشته باش تا دوستت داشته باشند
|
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| پيوندها |
|
فرياد سوخته عشق ناتمام آه سینه سوزان ایثار گران یادداشت های مجید محبوبی فانوس راه |
|
RSS
|